•مديريت بحران
qواژه بحران معادل اصطلاح انگليسي crisis مي باشد كه از علوم پزشكي وارد علوم اجتماعي و اقتصادي شده است.
qدر پزشكي وضعيت بحراني به وضعيتي اطلاق مي شود كه ارگانيسم حياتي دچار بي نظمي شده وبه خطر افتاده است.
qدر زمينه مسائل اجتماعي هم، زماني كه جامعه از حالت عادي خارج دچار آشفتگي مي شود وضعيت بحراني حاكم مي گردد.
پس بحران را مي توان شرايط غير عادي دانست كه در آن مشكلات ناگهاني و پيش بيني ناپذير پديد مي آيند و در چنين شرايطي ضوابط و هنجارها و قوانين ديگر كارساز نيستند.
•بحران عبارتست از:
qوضعيتي كه نظم سيستم اصلي يا قسمت هايي از آن را مختل كرده پايداري آن را به هم مي زند.
qتغييري ناگهاني در يك يا چند قسمت از عوامل متغير سيستم
qاغتشاش عمده اي در سازمان كه فعاليت هاي عادي را مختل كرده و اثراتي سياسي، قانوني، مالي و دولتي بر سازمان اعمال مي كند.
qانواعي از فشارها و آشفتگي ها كه منجر به ايجاد چالش يا ستيز شود.
qتفاوت ميان نقطه موجود و موعود يا فاصله ميان اهداف آرماني و ابزار موجود و يا شكاف ميان نيازهاي واقعي و نيازهاي حقيقي
qنفوذ عاملي غير قابل پيش بيني در يك سيستم باز
•ادامه
qرويداد يا مجموعه اي از رويدادها كه تأثير بسيار منفي و فاجعه آميز بر كاركرد طبيعي سيستم، دسترسي به اهداف حياتي سيستم، روند رشد طبيعي و در نتيجه تداوم حيات آن بر جاي مي گذاررد
qرويداد بالقوه اي كه مي تواند به ميزان قابل توجهي افراد، دارايي ها و اعتبار سازمان را تخريب كند.
•تعاریف بحران:
مینتزبرگ و همکارانش معتقدند:
که بحران بر اثر وقوع ناگهانی و غیر منتظره حادثه یا اتفاقی به وجود می آید
که توجه فوری وفوتی به آن ،برای اخذ تصمیمی فوری،ضروری است.
ایگور انسف(Ansoff) اظهار می دارد:
هنگامی سازمان رابا بحران روبرو دانست که به نظر می آید بر اثر تغییر وتحولاتی ،بقا وحیات سازمان به مخاطره افتاده است وسازمان برای از رهایی از نابودی و اضمحلال،باید فوق العاده تلاش کند.
هرمان(Herman):
بحران را حادثه ای می داندکه موجب سردرگمی و حیرت افراد می شود ،قدرت واکنش منطقی و مؤثر رااز آنان سلب می کندو تحقق اهداف آنان را به مخاطره می اندازد.
پرو(Perrow):بحران را اخلالی می داند که کل سیستم را از کار باز می دارد و سازمان را با اشکلا ت عمده روبه رو می کند و حیات آن رابه مخاطره می اندازد.
هابرماس(Habermas):
رویدادهای مشکل آفرین و بحران زا را در دو سطح فیزیکی یا ملموس و اجتماعی یا نمادین بررسی می کند.
نای استروم و استارباک(Nystorm،Starbrck):
بحران را تهدیدی برای بقای سازمان قلمداد می کند.
فینک ،بیک وتادو(Fink،Beak،Taddo ):
بحران رابه مخاطره افتادن و از هم پاشیدگی کلیت یک سیستم دانسته اند.
در پزشکی بحران :
به وضعیتی اطلاق می شود که ارگانیسم دچار بی نظمی شده و به خطر افتاده است.
•«آنتونی واینر» و «هرمن کان »ده ویژگی برای بحران ذکر کرده اند:
1-بحران یک تهدید واقعی برای هدف ها و مقاصد عامل در گیر است.
2-بحران نتایج مهمی در پی دارد که عواقب آن،آینده روابط طرف های
در گیر را معین می کند.
3-بحران مولود تغاطی یک تعداد رویداد هایی است که از ترکیب آنها اوضاع
جدیدی به وجود می آید.
4-بحران یک مرحله زمانی است که در آن عدم اطمینان درباره برآورد وضع و راهکارهای مهار آن افزایش می یابد.
5-بحران یک مرحله زمانی است که در آن کنترل روخدادها و تاثیر آن ها کاهش می یابد.
6-بحران یک وضع اضطراری به وجود می آورد که در آن تشویق و نگرانی عوامل تصمیم گیرنده زیاد می شود.
•ادامه.....
7-در وضع بحرانی ،معمولاً آگاهی هاو اطلاعات مورد نیاز تصمیم گیرندگان ناقص و غیر کافی است.
8-در وضع بحرانی ، عامل زمان علیه عوامل درگیر عمل می کند.
9-در بحران ،روابط بین عوامل در گیر،دگرگون می شود.
10-در وضع بحرانی، مخصوصاًدر بحران های سیاسی که دولت ها درگیر هستند،اصطکاک بین عوامل درگیر،افزایش می یابد.
•فرآیند شکل گیری بحران
بحران ها از چهار مرحله مختلف عبور می کند:
1-دوره زمانی «انباشت بحران»
2-بروز وظهور بحران
3-فروکش کردن بحران (مرحله مزمن)
4-پایان بحران
طول زمانی بحران(دوام)
مرحله فروکش مرحله بروز مرحله انباشت
مرحله پایان
مراحل شکل گیری بحران
•مرحله انباشت بحرانی:
qدر این دوره نشانه های بحران به مرور خود را نشان می دهند و مدت ها قبل از اینکه چکاننده های بحران عمل کنند،علائم و پیش درآمدهای
بحران معلوم می شود.
q اگرپیام های این پیش آگهی ها و هشدارها به درستی درک شود و اقدامات لازم پیشگیرانه به عمل آید،ممکن است از بروز بحران جلوگیری یا حداقل از دامنه خسارت وارده تاحد ممکن کاهسته شود.
•مرحله بروز و ظهور بحران
qدر این دوره حوادث تحریک کننده موجب بروز و ظهور بحران شده،
آن به شکل یک واقعیت ملموس و تهدید کننده در می آورد.
qخسارت ها و ضربه های فیزیکی و روانی به سازمان وعناصر وابسته محیطی ،در این مرحله صورت می گیردکه بسته به دامنه وشدت بحران می توان گسترده یا محدود باشد.
•مرحله فروکش کردن بحران
qدر این مرحله بحران وارد فضای جدیدی شده،دامنه و شدت ان به طور چشمگیری کاهش می یابد.
qطول زمانی که بحران ها در این مرحله قرار دارند ممکن است از چند روز تا سالها متفاوت باشد.
qتحقیق و بازرسی ،پیگردهای قضایی و حقوقی ،پیگیری رسانه ای اعتراض های گروهی و.....طول این دوره زمانی راتحت تاثیر قرار می دهند و ممکن است اثر بحران را طولانی کنند.
•مرحله پایان
qدراین مرحله نشانه های بهبود اوضاع و بر طرف شدن تهدیدها،هم برای سازمان و هم برای افراد و گروههایی که از این ناحیه آسیب دیده اند پدیدار شده باشد.
qدر این مرحله بحران خاتمه یافته تلقی می شودو سازمان با نگرشی نو خود رابرای انطباق با الزام های جدید آماده می سازد.
•بحران را بر حسب فرآیند بروز و ظهورشان به سه دسته تقسیم مشود:
1-بحران های خزنده و تدریجی
2-بحران های دوره ای
3-بحرانهای ناگهانی و غافلگیرانه: که این بحران ها دارای 4 ویژگی هستند
qناگهانی و بدون انتظار ظاهر می شوند
qتجربه اندکی در مورد آنها وجود دارد
qناتوانی درارائه عکس العمل مناسب، سبب یک شایعه عمده یا از دست دادن فر صت مهمی می شود.
qعکس العمل لازم از آنچنان فوریتی بر خوردار است که با نظام ها و روش های جاری به اقدام عاجل درباره آن نمی توان دست زد.
•1-بحران های خزنده و تدریجی
qاین شکل از بحران از نابسامانی های موجود در یک سیستم آغاز می شود و به دلیل بی توجهی و نادیده گرفتن به تدریج دامنه،گسترده و سطح آن افزایش می یابد.
qاغلب این بحران ها، از نقاط نا مشخص و مبهم آغاز می شوند و در یک فرایند زمانی علائمی از خود آشکار می کنند.
qقابلیت انتقال از یک حوزه تعریف شده مثل حوزه اقتصادی به حوزه های دیگر همچون فرهنگی،سیاسی،اجتماعی و غیره را دارند،که این ویژگی قدری مدیریت آن رابا پیچیدگی و مشکل مواجه می سازد.
qدراین نوع بحران،مدتی طول می کشد تا تغییرات کوچک پله به پله به نتایج اساسی منتهی شود.
•2-بحران های دوره ای
qمطالعه بحران های به وقوع پیوسته نشان می دهد در اوضاع واحوال خاص بحران های مشخصی به وجود می آید.
qاین بحران ها آشنا هستند و از دید بسیاری از مدیران،می توان مشابهت های خاصی بین آنهاو دیگری بحران های حادث شده یافت.
qاین بحران ها در مقاطع مختلف تاریخی رخ می دهند و ااساساً ماهیتی غافلگیرانه ندارند.پیش بینی این گونه بحران ها به نسبت ساده تر و تجربه تاریخی برای مدیران آن ارزشمنداست.
•طبقه بندي بحران
qبر اساس چرخه حيات سازماني: بحران تولد/ بحران بلوغ/ بحران افول
qبر مبناي حالت هاي رواني: بحران توهم/ بحران وسواس/ بحران عملگرايي
qبر پايه طول دوره ي بحران: بحرا ن حاد/ بحران مزمن
qبر مبناي خاستگاه ساختاري: بحران سياسي/ اقتصادي/ كسب و كار/ طبيعي
qبر اساس منابع بحران: قابل كنترل/ غير قابل كنترل
•ادامه
qاز لحاظ قابليت پيش بيني: بحران هاي قابل پيش بيني/ بحران هاي غير قابل پيش بيني
qاز نظر منشأ وقوع: 1- بحران خارجي( فلاكت هاي طبيعي/ نامعلومي و نوسانات عمومي اقتصاد/ نوآوري در تكنولوژي/ بي نظمي هاي قانوني، حقوقي و سياسي)
q 2 -بحران داخلي ( بي كفايتي مديران ارشد/ نبودن اطلاعات كافي/ افول منحني عمر سازمان/ رويكردهاي ضعف مديريتي/ ضعف هاي ساختاري)
qبر مبناي ساختار بحراني: بحران اقتصادي/ بحران اطلاعاتي/ بحران فيزيكي/ بحران منابع انساني/ بحران اعتبار و شهرت/ بحران بلاياي طبيعي
qبرحسب ماهيت: بحران فني-اقتصادي/ بحران سازماني اجتماعي
•انواع بحران
به طوركلي انواع بحران هاي معمول و مطرح در دنيا، بدين قرار مي باشند:
qزمين لرزه
qآتشفشان
qموج هاي دريايي ناشي از زلزله
qگربادهاي استوايي(طوفان)
qطغيان
qشكافتن زمين
qآتش سوزي طبيعي جنگل ها وبيشه ها
qخشكسالي
qبيماري هاي شايع
qتصادفات عمده
qشورش هاي اجتماعي
qبحران هاي ناشي از جنگ
•همه بحرانها نقاط مشترک دارند:
qنیاز به تصمیم گیری بدیع دارند.
qعدم واکنش سریع معمولاًپیامد نامطلوب دارد
qراه حل ها محدود هستند
q.
qزمان به نفع تصمیم گیران نیست.
qتصمیمات غلط،عواقب وخیم دارند.
qشدت گرفتن غیرمنتظره رویدادها وضعیت بحرانی را تشدید می کند.
•خصوصيات بحران
qدرمطالعه اي كه توسط محققين انجام گرفته، برخي خصوصيات بحران از ديد رواني اجتماعي، به شرح زير ذكر شده است:
1- بحران بيشتر يك وضعيت اضطراري وآني است، تا يك حالت مزمن، باوجود آنكه زمان غير مشخص مي باشد.
2- بحران موجب تغيير رفتار و سلوك مي شود و اكثرا آثار پاتولوژيكي مانند: يأس، كاهش بهره وري، فرار از مسئوليت و عذرتراشي دارد.
3- بحران هدف هاي افراد درگير را مورد تهديد قرار مي دهد.
4- بحران يك وضعيت نسبي ادراكي است، يعني رويدادي كه ممكن است به وسيله ي يك طرف بحران تشخيص داده شود، و براي طرف ديگر ممكن است غيرقابل تشخيص باشد.
5- بحران در ارگانيسم بدن فشار ايجاد مي كند، و موجب خستگي و تشويش مي گردد.
•اثرات بحران
qقطع روند عادي ارائه خدمات ضروري
qنابودي وضعيت معيشتي
qخسارت ديدن تأسيسات زيربنايي و سيستم هاي دولتي
qخسارت اقتصادي در سطح ملي
qآثارثانويه رواني و اجتماعي
qفوت
qآسيب ديدگي
qخسارت وازدست دادن دارايي
qخسارت و نابودي مواد ومحصولات غذايي
qقطع جريان توليد
qقطع روند عادي زندگي
qنابودي وضعيت معيشتي
•مراحل زماني وقوع حوادث و بلايا
(1تجهيز، يا برنامه پيش از حادثه
(2اخطار، كه خود به مرحله ي آماده باش و مرحله ي تهديد، كه در آن مصيبت كاملا تهديد كننده و قابل درك باشد، تقسيم مي شود.
(3وقوع، كه حادثه و بلا اتفاق مي افتد و مدت زمان آن در هر حادثه اي متفاوت است.
(4اضطراري، كه به دنبال وقوع حادثه و بلا پيش مي آيد.
(5بازتواني يا احيا، كه دراين مرحله نيازمندي هاي منطقه ي مورد نظربراورد و تدارك مي شود.
(6تجديد آباداني يا بازسازي، كه منطقه به وضعيت طبيعي وآرام باز مي گردد.
هرگاه مسئولين هركشوري در خصوص مرحله ي اول به خوبي فعاليت نمايند، و برنامه ريزي دقيقي داشته باشند، مرحله ي سوم و چهارم شدت كمتري داشته، و مدت زمان مرحله ي پنجم و ششم كوتاه تر و عوارض انساني آن در ابعاد مختلف كمتر خواهد شد.
•گام ها به هنگام بروز بحران
qگام اول: تشريح و روشن نمودن وضعيت
qگام دوم: مشخص نمودن هدف
qگام سوم: ايجاد فرضيه
qگام چهارم: تجزيه و تحليل واقعيت ها و دستيابي به حقايق
qگام پنجم: در نظرگرفتن اقدام هاي شدني
qگام ششم: ارزيابي اقدام هاي عملي راه كارها
qگام هفتم: تصميم گيري براي انتخاب و اجراي راه كار
qگام ششم: بررسي ميزان پيشرفت اجراي كار
•راهبردهای مقابله با بحران
1-راهبرد بازدارنده و فراکنشی:
هر گاه مدیریت بحران بر این باور باشد که با پیش بینی و پیشگیری می توان از وقوع بحران جلوگیری یا حجم آن را کنترل کرد و کاهش داد، از نوع راهبرد انتخابی بازدارنده و فراکنشی خواهد بود.
در چرخه مدیریت بحران این راهبرد «انتظار یاپیش بینی» را مهمترین مرحله می داند.
بر چهارمفهوم شناخت،برنامه ریزی ،پیشگیری و آمادگی تاکید دارد.
•2-راهبرد واکنشی:
qدر راهبرد واکنشی بیش از هر چیز بر عملیات امداد ونجات پافشاری
می شود.
qاین راهبرد ،تنها پس از وقوع بحران وارد عمل می شود وبه مقابله با بحران و محدود کردن دامنه خسارت های ناشی از آن و مرمت وبازسازی تخریب های حاصل از آن بحران می پردازد.
qراهبرد واکنشی توجه چندانی به دیگر مراحل چرخه مدیریت ندارد.
•3-راهبرد تعاملی:
qدر راهبرد تعاملی مدیریت بحران ،تجربه اندوزی از بحران های قبلی و بهره گیری از برنامه های مقابله با بحران ،هدف اصلی به شمار می آید.
qتمامی مراحل چرخه مدیریت بحران مدنظر قرار می گیردو سازمان با یادگیری مستمر وارزیابی آنچه در گذشته رخ داده ،خود را برای پیش بینی
و مقابله با بحران های آتی آماده می کند.
•4-راهبرد گزینشی:
qنوع دیگر از راهبرد،راهبرد گزینشی که برای آماده شدن در مقابله بحران هایی است که احتمال وقوع آن برای سازمان بیشتر است.
qکه می توان راهبرد با برنامه های از قبل تنظیم شده نامید،به جای آنکه سازمان به طور کلی خود را آماده مقابله با بحران کند، ابتدا بحران هایی را که ممکن است با آن ها مواجه شود دسته بندی وسپس روش های مقابله با آن طراحی وتنظیم می کند
•مديريت بحران
qمديريت بحران علمي كاربردي است كه بوسيله مشاهده سيستماتيك بحرانها و تجزيه و تحليل آنها در جستجوي يافتن ابزاري است كه بوسيله آنها بتوان از بروز بحرانها پيشگيري نموده و يا در صورت بروز آن در خصوص كاهش آثار آن آمادگي لازم، امدادرساني سريع و بهبودي اوضاع اقدام نمود. (WHAT IS CRISIS? Barry Greenwald, Ph.D.)
• ادامه
qمجموعه فرايندهايي كه با به كارگيري آن مي تواند انواع فشارها و آشفتگي هاي ناشي از بروز يك بحران را به حداقل برساند.
qاستفاده از مجموعه اصول و ضوابطي كه بتواند آشفتگي بحران ايجاد شده را هدايت كند تا با حداقل ضايعات ممكن به اهداف اصلي خود نائل آيد.
qفرايند پيچيده اي شامل شناسايي بحران، كاهش بحران، مداخله بحران و مداخله بعد از بحران
•ادامه
qتلاش هدفمند و برنامه ريزي شده براي حفظ موقعيت مطلوب سازماني در شرايط بحراني
qپيش بيني منظم رخدادهاي مخاطره آميز و مهيا ساختن سازمان براي كنترل آن دسته ازعوامل داخلي و خارجي كه به طور جدي شهرت، سودآوري و حيات سازمان را تهديد مي كند.
qارائه مجموعه اي از تدابير براي مقابله با طرح ها و برنامه هايي كه عليه سازمان در حال شكل گيري است.
•مراحل مديريت بلا و بحران
مؤسسه فدرال مديريت بلا 4مرحله مديريت بلا را شامل تخفيف، آمادگي، پاسخ و بهبودي توصيف كرده است:
1- تخفيف:
شامل فعاليت هايي است كه از يك بلا پيشگيري مي كنند و شانس وقوع يك بلا را كاهش مي دهند يا اثرات مخرب بلاهاي غيرقابل احتراز را كم مي كنند.
پرستاران نقش كليدي در تخفيف بلا ودرشناسايي خطرات بلاو توسعه سازو كارهاي پيشگيري از بلابواسطه آموزش گسترده و عمومي پيشگيري و آمادگي درمقابل بلا دارند.
تخفيف كارآمد شامل شناسايي و پيشگيري از بلاهاي بالقوه فناوري و داشتن آمادگي كافي در مقابله با وقوع چنين حوادثي مي باشد.
•2- آمادگي :
آمادگي شامل برنامه ها يا تداركات براي نجات دادن زندگي ها و كمك كردن به پاسخ و عمليات نجات دريك رويداد ناشي از يك بلاي طبيعي يا ناشي از فن اوري مي باشد.
•برنامه ريزي
qشامل تفكر درباره جزئيات آمادگي و مديريت همه اشخاص درگير شامل: رهبران جامعه، مشاغل بهداشتي و درماني و امنيتي و افراد غيرحرفه اي مي باشد. يك برنامه براي مقابله با بلا بايد همه ي موارد زير را در نظر داشته باشد.
-زنجيره ي اختيار - خطوط ارتباطي
-مسيرها و راه هاي حمل و نقل - نحوه ي بسيج نيروها
-نحوه ي هشدار - نحوه ي تخليه منطقه
-عمليات نجات و بهبودي - ترياژ
-درمان - حمايت از قربانيان و خانواده
-مراقبت از اجساد -بازتواني كاركنان عمليات نجات و امداد
qپيش بيني يك بلا و برنامه ريزي براي برون دادهاي احتمالي ناشي از بلاها انعطاف پذيري جامعه را تقويت مي كند. ديگر نفع برنامه ريزي در توصيف نقش ها و مسئوليت هاي بازيگران در آمادگي براي مقابله با بلا است. در نتيجه به محض فراهم شدن منابع، سازمان ها و افراد داوطلب با آشفتگي كمتري نقش ها و مسئوليت هاي خودشان را انجام مي دهند.
q دربرنامه ريزي كارآمد براي پيشگيري از بلا، پرستارنياز دارد كه اطلاعات مربوط به بررسي جامعه را گرداوري نمايد كه شامل: دانستن منابع اجتماعي، كاركنان بهداشت جامعه، ادارات دولتي و واحدهاي صنعتي و محلي مي باشند.
qيك برنامه روشن براي مقابله با بلا و بحران بايد بوسيله ي رهبران آگاه وباتجربه هماهنگ شده باشد.
qچنين برنامه اي بايد تاحد ممكن كلي، شامل درون دادهاي كاركنان بهداشتي و درماني، مؤسسات داوطلب، سياستگذاران، كاركنان عاليرتبه محلي، ايالتي و دولت مركزي، كاركنان سيستم پاسخدهي به فوريت ها و همه اجزا سيستم مراقبت از سلامتي از مراقبت حاد تا مراقبت در منزل، مراقبت شبانه روزي و دانشكده هاي پرستاري و مامايي باشد.
•آمادگي شخصي
qآمادگي شخصي و خانوادگي مي تواند به حل تعدادي ازتضادهايي كه ايجاد مي شوند؛ كمك نمايد و به پرستاران كمك كند تا به نيازهاي مددجو سريعتر توجه نمايند.
qپرستاري كه كمك به تلاش هاي تسكين دهنده ي بلا مي كند بايد تا حد ممكن از نظر جسمي و رواني سالم باشد.
qپرستاري كه سالم نيست، حداقل خدمت را به خانواده خودش، مددجويان و ديگرقربانيان بلا ارائه مي كند.
•آمادگي حرفه اي
qبراي ايجاد آمادگي حرفه اي پرستاران نياز دارند كه از برنامه هاي مقابله با بلاها در محل كار خودشان ودرجامعه آگاهي كسب كنند.
qپرستاراني كه آمادگي براي مقابله با بلا كسب خواهند كرد، نياز به مطالعه و درك برنامه هاي مقابله با بلا در محل كار و جامعه دارند ودر تمرين ها و مانورهاي مقابله با بلا شركت خواهند كرد.
qپرستاراني كه به حدكافي آمادگي دارند مي توانند قدرت فعاليت، رهبري و كمك به ديگران را در مرحله بهبودي بدون دردسرتر كسب نمايند.
•آمادگي اجتماعي
qآمادگي در سطح جامعه براي مقابله با يك بلا بايد در سطح بالايي براي افراد و سازمان هاي جامعه فراهم بشود. تعدادي از جوامع به واسطه داشتن يك برنامه مدون مقابله با بلا وبرگزاري ساليانه تمرين هاي مقابله با بلا، آمادگي خود را براي مقابله با بلاهاي احتمالي حفظ مي كنند.
qتعداد زيادي از ايالت ها و نواحي، دفتر اداره فوريت ها دارند كه مسئوليت توسعه و هماهنگي برنامه هاي پاسخ فوري در محدوده ي تعيين شده ي آن ها را به عهده دارند.
qدركشورما ستاد بحران در استاني كه بلا در آنجا رخ داده با حضور استاندار، فرمانداران وديگر مسئولين محلي نظير رياست دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني استان، رياست هلال احمر استان و فرماندهان نظامي و انتظامي بلافاصله تشكيل جلسه داده و نحوه ي مقابله با بلا را بررسي و منابع و نيروهاي امدادي استاني، ملي و كمك هاي بين المللي را براي مقابله به كارگرفته و مديريت مقابله با بلا را برعهده دارد.
qدرصورت لزوم نيز جلسه اضطراري هيئت دولت و شوراي امنيت ملي تشكيل مي شود و هماهنگي و بسيج هر چه بيشتر منابع را براي پاسخ و مقابله با بحران انجام مي دهد.
سيستم نمونه سازماني و عملياتي مديريت بحران در وزارتخانه
نمونه سيستم سازماني و عملياتي مديريت بحران مستقر در دانشگاه
qپرستاران نياز دارند كه تاريخچه بحران را در جامعه مرور نمايند كه در برگيرنده ي چگونگي تأثير بلاهاي گذشته برسيستم ارائه مراقبت سلامتي و چگونگي كنارآمدن سازمان هاي جامعه با برنامه مقابله با بلا مي باشد.
qآگاهي از بلاهاي گذشته، برنامه ريزي براي بلاهاي آينده را تحت تأثير قرار مي دهد. (گبي و كوروشي 2002)
qسرانجام اينكه بايد جامعه سيستم هشدار دهنده مناسب ويك برنامه تخليه مصدومين و حادثه ديدگان را از نواحي كه در آنجا در معرض خطر مي باشند؛ داشته باشند.
•3- پاسخ
qدرمحل وقوع بلا، نيروهاي انتظامي، آتش نشان ها، پرستاران وديگر امدادگران پاسخ هماهنگ شده به بلا را شامل: عمليات نجات، ترياژو درمان مصدومين بلا توسعه مي بخشند.
qعمليات نجات:
يكي از نخستين وظايف كاركنان امداد، دوركردن قربانيان از خطراست. اين وظيفه نوعا برعهده آتش نشان ها و كاركناني است كه عمليات خاص جستجو و نجات را ديده اند. بايد عمليات نجات تمركز بردوركردن قربانيان از شرايط خطرناك و فراهم كرده كمك هاي اوليه در صورت نياز باشد.
•ترياژ
qفرايند دسته بندي مصدومين يك جنگ يا يك بلاي بزرگ است و زماني كه تعدادمصدومين بيشتر از منابع براي درمان فوري مي باشد، ضروري است.
qهدف از ترياژ فراهم كردن حداكثر مقدار سلامتي براي بيشترين تعداد افراد است.
•طبقه بندي ترياژ
•درمان فوري و پشتيباني
qپرستاران بلايا درمان را درپايگاه هاي اورژانس، پناهگاه ها يا بيمارستان ها و درمانگاه هاي محلي فراهم مي كنند.علاوه بر مراقبت مستقيم پرستاري، شايد تدابير شامل انتقال دادن مصدومين بهمحض تثبيت وضعيت آنها، تقسيم و تدارك مجدد همه ملزومات باشند.
qممكن است پرستار پيش بيني يا تقسيم غذا و نوشيدني ها و شيرخشك نوزادان و مايعات درماني و ترتيب دادن تسهيلات كافي ودر دسترس و بهسازي در يك پناهگاه را برعهده بگيرد.
qپرشتار بايد مراقبت روانشناختي و روحاني از مصدومين بلايا را نيز برعهده بگيرند.
•4- بهبودي
qبهبودي شامل فعاليت هايي است كه به دنبال يك بلا براي برگشتن به شرايط طبيعي يا حتي سالمتر انجام مي شوند و سازو كارهايي براي حمايت از توانبخشي جامعه هستند.
qبايد از كمك هاي مالي و مادي استفاده شود.
qبايد سازوكارهايي كه كمك به قربانيان مي كنندهرچه سريعتر توسعه پيدا كنند.
qهدف از بهبودي پيشگيري از اثرات تضعيف كننده و بازگرداندن سلامتي فردي، اقتصادي و محيطي و ثبات در جامعه است.
qدريك بلا يك دامنه وسيع از پاسخ هاي رواني شامل: ترس، اضطراب، افسردگي، غم، غصه و شوك و اختلال استرس پس از تروما روي ميدهد. درطي مرحله بهبودي، خدمات بهداشت رواني نقش كليدي دارند.
qبايد كاركنان امدادي در مرحله بهبودي ازنظر سلامت رواني مورد بررسي قرار بگيرند. پيشگيري و كنترل استرس در بين كاركنان فوريت ها مهم است.
qامدادگران مستعد بحران هاي رواني مرتبط با بلا ها هستند.(كرافت 1996)
•مداخله در بحران
qاز آنجا كه بحران حالت موقتي از عدم تعادل است، هدف از مداخله كمك سريع به شخص، خانواده و جامعه است تا مشكل را حل كنند. مداخله در بحران يك روش كوتاه مدت است كه بر حل مشكلات تأكيد دارد.
qپرستاران، روانشناسان، مددكاران، پليس و معلمين از جمله افرادي هستند كه مي توانند درحل بحران مداخله نمايند.
•عوامل زير در حل بحران مؤثر هستند:
qالف- نگرش درمانگر وارزشي كه او براي بحران و تأثير آن برزندگي قائل است.
qب- اختصاص دادن زمان براي ارزشيابي و شناخت هرچه سريعتر مشكل، بايد دراين مرحله مشكل را به دقت تعريف كنيم، ماهيت بحران را ذكر نموده، وضعيت فرد، خانواده و جامعه را نسبت به بحران مورد سنجش قراربدهيم و براي حل مشكل منابع را ارزيابي كنيم.
qج – مهارت درمانگر: تعدادو نوع منابعي كه براي كمك به فرد، خانواده و جامعه بحران زده معرفي مي شوند، همگي در حل مشكل دخالت دارند.
•مراحل مداخله در بحران
1- بررسي
-واقعه ناگهاني را مشخص كنيد.
-مفهوم و معني واقعه را براي مددجو شرح دهيد.
-مكانيسم هاي موجود و گذشته سازگاري مددجو را تعيين كنيد.
-منابع را تعيين كنيد.
2- تشخيص
-بطور واضح مشكل را تعريف كنيد.
-مشكلات را برچسب بزنيد.
3- برنامه ريزي
-مشكلات را به بخش هاي قابل كنترل مجزاكنيد.
-روش هاي مختلف سازگاري را شرح دهيد.
-اهداف را تعيين كنيد.
-وظايف اختصاصي را براي دستيابي به اهداف توصيف كنيد.
•4- مداخله:
-يك بيان هدفدار را از موقعيت تنظيم كنيد.
-براي دستيابي به اهداف، وظايف خودتان را انجام دهيد.
-منابع را بسيج كنيد.
•بخش عمليات و برنامه ريزي (مديريت مراقبت هاي پرستاري)
qنظارت بركارسوپروايزر كشيك اورژانس و سوپروايزر كشيك بيمارستان
qبررسي نيازهاي بلندمدت تأمين پرسنل پرستاري
qسازماندهي و هماهنگي نيروهاي پرستاري ارائه مراقبت به بيماران
q نظارت و هماهنگي بر مركزكنترل خمات پرستاري وستاد مركزي پرسنل
qتعيين گروه ها و تقسيم بندي پرسنل براي بخش هاي مختلف درماني
qبررسي ميزان سلامتي ونيازهاي پزشكي مصدومين
•ادامه
qهدايت نيروها، كنترل وضعيت وترخيص بيماران الكتيو و بازگشايي بخش هاي اضافي با هماهنگي مسئول مراقبت هاي پزشكي
qدريافت سفارشات از فرمانده سامانه
qكسب اطلاعات ازستادمركزي بحران و اجراي خط مشي ها و قوانين مربوط به بحران
qنظارت و سرپرستي برمركز عمليات اورژانس، كمك به حل بحران داخل بيمارستان و پاسخ سريع و گسترده به بحران يا موقعيت هاي بحراني
qبرنامه ريزي جهت استراحت ورفاه پرسنل درهنگام بحران
•ادامه
qهماهنگي بين قسمت پشتيباني ودرمان اورژانس جهت تأمين تجهيزات و لوازم ضروري و تهيه ليست تجهيزات
qهمكاري در برقراري و راه اندازي سيستم اطلاعات و پيگيري بيماران و نظارت و كنترل آن، و به كارگرفتن ترخيص فوريتي در صورت لزوم
qفراخواندن پرسنل در صورت نياز
qاطلاع از آماربيماران و چگونگي وضعيت آن ها
qدرصورت نياز، ارسال گزارشات لازم به مسئول حراست، حمل و نقل و تجهيزات
qهماهنگي جهت اعزام بيماران خاص به ساير مراكز درماني با هماهنگي مسئول مراقبت هاي پزشكي
qنظارت بر نحوه عملكرد وظايف محوله پرسنل و حسن اجراي آن
•مديريت ارتباطات
qپرستار ارتباطات، وظيفه گزارش به مدير پرستاري بيمارستان را دارد. وي با آگاهي از زمان و مكان و نوع حادثه، حجم بيماران، شرايط بيماران، همراه با مدير پرستاري به فعاليت مي پردازد.
•سوپروايزر كشيك
qارتباط با واحد ستاد مركزي پرسنلي، در صورتي كه ستاد مركزي پرسنلي حضور نداشته باشد، تا زمان برگشت سوپروايزر كشيك بايد درآنجا بماند.
qارتباط با واحد مركز كنترل خدمات پرستاري، و سرپرستي مركز كنترل خدمات پرستاري
qارتباط با مسئول شيفت اورژانس و واحد پذيرش
qبرقراري تماس اوليه با سرپرستار اورژانس، جهت تأمين وضعيت بيماران و پرسنل
qهماهنگي با واحد پذيرش، جهت انتقال بيماران و تخليه و آمار تخت ها در بخش هاي مختلف
•سوپروايزر كشيك
qانتقال منشي هاي اضافي به نواحي ترياژواورژانس
qتقسيم كارو توزيع نيروهاي انساني درواحدهاي مختلف
qانجام عمليات توزيع تخت و ايفاي نقش Bed Manager
qاعزام نيروها به بخش هاي مختلف در صورت نياز
•سرپرستاربخش
qآماده نگه داشتن بخش جهت پذيرش بيماران
qانتقال يك پرستار كارشناس از هربخش به واحد درماني به دنبال ايجاد بحران
qگزارش تعداد تخت ها به واحد پذيرش و تماس با پرسنلي كه در مرخصي به سر برده يا آف هستند جهت برگشت فوري به محيط كار
qدرنظر داشتن پرسنل درحال كاربراي پوشش انساني، و محول كردن وظايف به پرسنل جهت مراقبت از بيماران بحراني پذيرش شده به واحد
qشناسايي بيماران و مصدوميني كه احتمالا ترخيص مي شوند و كمك به ترخيص و انتقال آن ها